۱۳۹۰ دی ۲۶, دوشنبه

این بار هم ناظر بودم و هم حاضر. 
خودم را دیدم که باردار بودم شاید 4 یا 5 ماهه. 
یکی از همکلاسیهای دوران دانشجویی را هم دیدم. چند سالی از آخرین دیدارمان می گذرد و این را یادم بود.
وقتی بغلش کردم کاملا سفتی شکمم را حس کردم .
..
تجربه  مجدد و یکباره  این حس خیلی عجیب بود.
بیدار شدم. پنج صبح بود.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر