۱۳۹۰ بهمن ۲۱, جمعه

رنگ بازی

کوچک که بودم مامان لباسهای ما را معمولا در دو رنگ می خرید: صورتی برای خواهرم که پوست سفیدی داشت و آبی برای من که سبزه بودم.
شاید فکر می کرد این طور به ما بیشتر می آید.

بزرگ تر که شدم زرد رنگ مورد علاقه ام شد، زرد قوی که برایم نماد آفتاب و روشنایی است.
اما در لباس سفید و کرم را بیشتر می پسندیدم.

وقتی ازدواج کردم  بدون هیچ تصمیم آگاهانه ای بیشتر لباسهایم صورتی شدند.
آنقدر که وقتی یکی از همکارانم گفت من تو را همیشه با رنگ صورتی در خاطر دارم تعجب کردم اما کمی که دقت کردم دیدم از کیف و کفش و لباس و شال و آرایش و  .. همیشه تکه ای صورتی به همراه دارم.

زمان بارداری لباسهایم حسابی رنگی بودند و به خصوص سبز.

و حالا بیش ازیک سال است که افزایش  رنگ آبی در جالباسی ام متعجبم می کند.
راستش چند ماهی است که تعدادی سورمه ای  و بنفش هم به آنها اضافه شده.

باید مراقب باشم که این تیرگی به سیاه نرسد.
گرچه الان که فکرش را می کنم می بینم دو بلوز سیاه هم خریده ام..

با این حال همچنان عاشق زرد و روشنایی هستم.

هیچ نظری موجود نیست:

ارسال یک نظر